غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
359
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
عالمآرايش كشاف اسرار معالم تنزيل و طبع مشگلگشايش حلال معضلات مواقف تاويل نظم زبانش مظهر اسرار تحقيق * ضميرش مظهر انوار توفيق جمال دين مزين ز اهتمامش * علوم شرع واضح از كلامش ز توضيح بيانش گشته روشن * بر اهل علم هرمشگل زهر فن و آنحضرت مانند عم بزرگوار خويش امير سيد اصيل الدين در علم حديث بىنظير آفاق گشتهاند و در ساير اقسام علوم دينيه و انواع فنون يقينيه از محدثان باستحقاق درگذشتهاند چند سال در مدرسهء شريفه سلطانيه در گنبديكه حالا مقبرهء حضرت خاقان منصور است و در خانقاه اخلاصيه بدرس و افاده اشتغال داشتند و در هفته يكنوبت در مسجد جامع دار السلطنه هراة بقلم هدايت ازلى نقش ارشاد و نصيحت بر الواح خواطر اعاظم اشراف و اكابر مينگاشتند اما حالا بنابر حب عزلت و گوشهنشينى بامثال اين امور التفات نمىنمايند و تمامى اوقات خجسته ساعات را مستغرق طاعات و عبادات ساخته باذخار مثوبات اخروى مشغولى ميفرمايند سلاطين انام و حكام اسلام باقدام ارادت و اعتقاد ملازمت آنحضرت را بر ذمهء همت واجب ميدانند و در ترفيه حال و فراغبال خدام عالى مقامش طريقهء اشفاق مبذول ميدارند بدانچه مىتوانند از مؤلفات فصاحت صفات حضرت نقابت منقبت روضة الاحباب فى سيرة النبى و آل و الاصحاب در اقطار آفاق اشتهار ؟ ؟ ؟ دارد و بىشائبه شبهه عقل دراك نظير آن كتاب افادتمآب را در آئينه خيال امر محال ميشمارد و ولد ارشد امجد آنحضرت امير نسيم الدين محمد كه بميرك شاه مشهور شدهاند ايضا در تكميل علوم و فنون سيما علم حديث يگانه زمانهاند و ب ؟ ؟ ؟ وجت تعيين حضرت واقف انار اللّه برهانه در مقبره منوره مذكور قايممقام پدر بزرگوار خويش بوده بلوازم درس و افاده قيام مينمايند و زمرهء از طلبه ملازمت آن درس نموده از نتايج طبع نقاد آن جناب مستفيد و بهرهور مىگردند خواجه عبد الرحمن والد ماجدش قاضى خواجه كلان سالهاى فراوان در بلدهء فاخرهء هراة بنابر فرمان خاقان منصور بفيصل قضاياء شرعيه ميپرداخت و قاضى نافذ الحكم بوده مهمات فرق انام را برحسب فتوى علماء اسلام بسرانجام مقرون ميساخت و جناب خواجه عبد الرحمن نيز در ايام دولت محمد خان شيبانى دو سه سال بمنصب قضا منصوب گشته قائم مقام پدر بزرگوار خود بود و در مدرسهء گوهرشاد آغا بدرس و افاده نيز قيام مينمود و فى الواقع خواجه عبد الرحمن از اقسام علوم و انواع فضايل بهرهء تمام دارد اما بواسطه كمال حلم و تواضع و عدم مساعدت بخت و طالع درين ايام در كمال پريشانى و بيسامانى اوقات ميگذراند . مولانا شمس الدين محمد الحنفى بمتانت طبع و لطافت ذهن و تحقيق مسائل علوم و تدقيق در مباحث محسوس و مفهوم بيمثل زمان خود است و در كمال زهد و تقوى روزگار گذرانيده از شرايط امانت و ديندارى دقيقه نامرعى نمىگذارد تدريس يك صفه از مدرسهء شريفهء سلطانيه متعلق به آن جناب است و اكثر طلبه دار السلطنه هراة به آن درس